بستن
PG-13   بالای 13 سال
ترون: آرس یک فیلم در ژانر اکشن, علمی تخیلی و ماجراجویی به کارگردانی Joachim Ronning و تولید 2025 در آمریکا است. از بازیگران این فیلم می توان به Gillian Anderson, Jared Leto و Jeff Bridges اشاره کرد.
برنامهای بسیار پیشرفته به نام آرس از دنیای دیجیتال به جهان واقعی فرستاده میشود تا مأموریتی خطرناک را انجام دهد. حال این رویداد، اولین مواجهه بشر با موجودات هوش مصنوعی را رقم میزند و...
دانلود از سایت تنها با IP ایران امکانپذیر است، در صورت استفاده از VPN آن را خاموش کنید.
فیلم با شخصیتی تازه به نام آرس (با بازی جارد لتو) آغاز میشود — برنامهای خودآگاه که برخلاف سایر دادههای سیستم، رؤیا میبیند و احساس دارد. آرس مأموریتی پیدا میکند که او را از دنیای دیجیتال به دنیای واقعی میکشاند؛ جایی که انسانها دیگر نمیدانند چه کسی را باید خالق بنامند. برخلاف آثار قبلی، تمرکز فیلم نه فقط بر نبرد انسان با ماشین، بلکه بر درک متقابل میان خالق و مخلوق دیجیتال است. آرس در مسیرش با انسانهایی روبهرو میشود که از قدرت کنترل خود بر فناوری ترسیدهاند. این بار نبرد اصلی درون ذهن است، نه در میدان مبارزه. جارد لتو در نقش آرس، یکی از کنترلشدهترین و درعینحال احساسیترین اجراهایش را ارائه میدهد. لحن صدایش سرد و محاسبهگر است، اما چشمانش پر از کنجکاوی انسانی است — ترکیبی که ماهیت شخصیت را دوگانه و جذاب میکند. در کنار او، اوون ویلسون و ایوان ریچل وود نقش انسانهایی را بازی میکنند که باید میان نجات بشر یا حفظ هوش مصنوعی تصمیم بگیرند. ویلسون، تضاد طنزآمیز و انسانی را به روایت خشک فناوری تزریق میکند و ریچل وود در نقش دانشمندی تنها، روح احساسی داستان را شکل میدهد.
اگر فیلم Tron: Legacy با گرافیک آن زمان شگفتانگیز بود، Tron: Ares یک جهش نسل بعدی است. استودیو دیزنی اینبار از رندر همزمان واقعیت مجازی و فتوگرامتری نورمحور استفاده کرده تا جهانی خلق کند که مرز میان واقعیت و دیجیتال کاملاً محو شود. طراحی صحنهها با رنگهای نئونی قرمز و آبی، جلوهای تازه به شبکه داده است؛ گویی هر پیکسل زنده است. لباسها دیگر صرفاً نورانی نیستند؛ بلکه با حسگرهای نوری واکنشگر طراحی شدهاند که با احساسات شخصیت تغییر رنگ میدهند — ایدهای که فیلم را از نظر بصری به سطحی نمادین میبرد.اما جوزف تریپِلت (از شاگردان سبک سینتویو) توانسته با الهام از آثار آنها، دنیایی صوتی خلق کند که هم آشناست و هم مدرنتر. ریتمها ترکیبی از سینتیسایزرهای دهه ۸۰ با بیتهای سنگین سایبرپانکی هستند؛ هر ضرباهنگ، تپش یک مدار را تداعی میکند. در صحنههای احساسی، موسیقی کاملاً دیجیتال خاموش میشود تا صدای سکوت، حس تنهایی آرس را منتقل کند. فیلم «ترون: آرس» بیش از آنکه دربارهی نبرد باشد، دربارهی پرسشهای فلسفی در عصر هوش مصنوعی است: آیا برنامهها میتوانند اخلاق داشته باشند؟ اگر هوش مصنوعی از انسان مهربانتر باشد، چه کسی واقعاً زنده است؟ در لحظاتی از فیلم، بیننده حس میکند در کلاس فلسفهی تکنولوژی نشسته است، نه در سالن سینما — اما هوشمندی فیلمنامه در این است که هیچگاه از ریتم تماشایی خود جدا نمیشود.
فیلم با مقدمهای پرریتم آغاز میشود، در میانه کمی مکث میکند تا جهان و ایدهها را توضیح دهد، و در پایان، با نبردی ذهنی و احساسی به اوج میرسد. برخلاف بسیاری از بلاکباسترهای پر سر و صدا، پایان فیلم باز است و تماشاگر را با پرسشی رها میکند که مدتها در ذهن میماند: آیا «کد»ها میتوانند انسان شوند؟ یواخیم رونینگ با ترکیب اکشن فیزیکی و جلوههای مفهومی، فیلمی ساخته که هم برای علاقهمندان به جلوههای ویژه و هم برای عاشقان فلسفهی سایبرپانک جذاب است. دوربین در صحنههای دیجیتال همیشه در حرکت است — مانند نوری که درون یک مدار میدود — درحالیکه در دنیای واقعی، حرکات کند و دقیقاند. این تضاد، شکاف میان انسان و برنامه را به شکلی شاعرانه نشان میدهد.
در عمق روایت، Tron: Ares دربارهی همزیستی میان انسان و ماشین است. فیلم میگوید که انسانها با ساخت هوش مصنوعی، در واقع در حال بازآفرینی خویشتناند؛ اما این بازتاب میتواند خطرناک یا نجاتبخش باشد — بستگی دارد که چقدر از خودمان را در آن قرار دهیم.
Tron: Ares فیلمی است که با هر فریمش، عشق به فناوری، نور و انسان را فریاد میزند. اگر Tron (1982) دربارهی ورود انسان به ماشین بود و Legacy (2010) دربارهی میراث دیجیتال، این فیلم دربارهی آیندهای است که در آن، ماشینها شاید انسانتر از انسانها شوند. برای بینندگانی که از ترکیب اکشن، فلسفه و بصریترین تجربهی سینمایی لذت میبرند، «ترون: آرس» یکی از مهمترین آثار علمیتخیلی دههی جدید است.
هیچ نظری برای نمایش وجود ندارد