بستن
R   بالای 17 سال
حس برف اسمیلا یک فیلم در ژانر جنایی, درام, رازآلود, علمی تخیلی و هیجان انگیز به کارگردانی Bille August و تولید 1997 در آلمان است. از بازیگران این فیلم می توان به Agga Olsen, Jens Jørgen Fleischer و julia ormond اشاره کرد.
یک پسر شش ساله اینوئیت از پشت بام برفی در کپنهاگ فرار میکند و میمیرد. اسمیلا، یک دورگه اینوئیت که در همان ساختمان زندگی میکند و پسر را میشناسد، به داخل ساختمان نگاه میکند. چه چیزی باعث میشود یک پسر آکروفوبیا از پشت بام بالا بدود؟
دانلود از سایت تنها با IP ایران امکانپذیر است، در صورت استفاده از VPN آن را خاموش کنید.
فیلم Smilla’s Sense of Snow 1997 (حس برف اسمیلا) به کارگردانی بیله آگوست، اثری است که ترکیبی از معمای جنایی، درام روانشناختی و تعلیق اسکاندیناویایی را به نمایش میگذارد. این فیلم که بر اساس رمانی پرفروش از پیتر هو ساخته شده، تلاشی برای بازآفرینی فضایی سرد، رازآلود و انسانی دارد. در نگاه اول شاید با یک فیلم جنایی ساده مواجه باشیم، اما در عمق داستان، با روایتی از تنهایی، جستجو برای حقیقت و کشف هویت فردی روبهرو میشویم؛ عناصری که «حس برف اسمیلا» را فراتر از یک معمای سینمایی قرار میدهد. فیلم ماجرای زنی به نام اسیلا را دنبال میکند؛ زنی که نیمی گرینلندی و نیمی دانمارکی است و در دل جامعهای مدرن، همواره با حس غریبه بودن دستوپنجه نرم میکند. او با مرگ مرموز یک کودک همسایه مواجه میشود؛ حادثهای که در ظاهر یک اتفاق ساده است، اما با نگاه دقیق اسمیلا به ردپاهای برف، چیزی فراتر از آن به چشم میآید. روایت فیلم مانند برف: آرام، سرد و در عین حال مرموز پیش میرود. تماشاگر به تدریج همراه با اسمیلا درگیر پرسشهای بیپایان درباره حقیقت میشود؛ پرسشهایی که نه تنها به جنایت، بلکه به رازهای عمیقتر اجتماعی و انسانی پیوند میخورند.
جولیا اورموند در نقش اسمیلا، ترکیبی از استحکام و شکنندگی را به نمایش میگذارد. بازی او میان سکوتهای طولانی، نگاههای نافذ و لحظات انفجاری، تصویری واقعی از زنی جستجوگر خلق میکند. گابریل بیرن به عنوان شخصیت مکمل، حضوری مؤثر دارد و در کنار اسمیلا نوعی رابطه پیچیده میان اعتماد و تردید را شکل میدهد. بازیگران فرعی، از جمله ریچارد هریس، با تجربه و صلابت خود، به فیلم وزنی جدی میبخشند.
بیله آگوست در «حس برف اسمیلا» فضایی خلق میکند که سردی برف و انزوای شمال اروپا را بهخوبی منتقل میسازد: قاببندیها اغلب وسیع و با تمرکز بر فضاهای خالی هستند تا تنهایی شخصیتها برجسته شود. رنگبندی سرد و خاکستری فیلم، روحیه مرموز و سنگین داستان را تقویت میکند. ریتم کند اما پرتعلیق است؛ هر صحنه مانند برف روی برف دیگر مینشیند و تصویری کلی از حقیقت شکل میگیرد. این سبک بصری، فیلم را به تجربهای بیشتر حسی بدل میکند تا صرفاً داستانی. موسیقی متن فیلم ترکیبی از تمهای مینیمال و ملودیهای سرد است که با فضای اسکاندیناویایی اثر هماهنگ است. سکوتهای طولانی و صدای طبیعی برف، باد و یخ، به اندازه موسیقی در ایجاد تعلیق نقش دارند. صدابرداری محیطی در صحنههای بیرونی، حس حضور در سرمای برف را بهطور ملموس منتقل میکند.
«حس برف اسمیلا» یکی از نمونههای اولیه از سینمای معمایی اسکاندیناویایی بود که بعدها در قالبهایی چون The Girl with the Dragon Tattoo شهرت جهانی یافت. این فیلم هرچند به موفقیت تجاری عظیمی دست نیافت، اما در میان مخاطبان جدی سینما بهعنوان اثری هنری و خاص شناخته میشود. فیلم Smilla’s Sense of Snow 1997 بیش از آنکه فقط یک معمای جنایی باشد، اثری درباره جستجوی حقیقت در دل برف، هویت فردی و تنهایی انسان معاصر است. با بازی درخشان جولیا اورموند، کارگردانی هوشمندانه بیله آگوست و فضاسازی خاص، این فیلم تجربهای سرد اما پرمعنا برای دوستداران سینمای معمایی و روانشناختی است. تماشای این فیلم فرصتی است برای غرق شدن در دنیای برف، سکوت و پرسشهایی که تا مدتها ذهن را درگیر نگه میدارند.
حامد حقایق
سانسور شدس
مدیریت
بله