بستن
موشها: داستانی از ویچر یک فیلم در ژانر اکشن به کارگردانی Mairzee Almas و تولید 2025 در آمریکا است. از بازیگران این فیلم می توان به Aggy K. Adams, Connor Crawford و Juliette Alexandra اشاره کرد.
داستان گروهی از دزدان ماجراجو را دنبال میکند که در تلاشاند بزرگترین سرقت عمرشان را علیه خطرناکترین باند تبهکاری پادشاهی انجام دهند. اما هرچه نقشهشان پیش میرود، وفاداریها زیر سؤال میرود...
دانلود از سایت تنها با IP ایران امکانپذیر است، در صورت استفاده از VPN آن را خاموش کنید.
دنیای جادویی و تاریک The Witcher همیشه پر از اسرار، نبرد و انتخابهای اخلاقی پیچیده بوده است. حالا با فیلم «The Rats: A Witcher Tale (موشها: داستانی از ویچر)» ساختهی ناتالیا مارکوویچ، این جهان گستردهتر و شخصیتر از همیشه بازمیگردد. فیلم، برخلاف سری اصلی، تمرکز خود را بر گروهی از شورشیان جوان و بیرحم میگذارد که در دنیایی ویرانشده از جنگ و جادو بهدنبال بقا هستند. این اثر، اسپینآفی از دنیای ویچر است و بر پایهی گروه berنام The Rats شخصیتهایی که پیشتر در رمانهای آندری ساپکوفسکی و فصل سوم سریال ویچر نیز معرفی شدند ساخته شده. اما فیلم با روایتی تاریکتر، انسانیتر و گاه فلسفی، تصویری تازه از آنها ارائه میدهد.
در دوران پس از آشوب و سقوط پادشاهیها، گروهی از جوانان بیخانمان و تبهکار با نام موشها، در مرزهای خونین شمال پرسه میزنند. آنها قربانیان جنگاند، اما خودشان نیز به شکارچیان تبدیل شدهاند؛ در جهانی که در آن نجات فقط برای بیرحمترینها ممکن است. در میانشان دختری مرموز به نام میست حضور دارد که گذشتهاش در هالهای از ابهام است. حضور او کمکم گروه را درگیر سرنوشتی بزرگتر میکند سرنوشتی که با جادو، انتقام و قدرت گره خورده. فیلم نه دربارهی گرالت است و نه دربارهی جادوگران معروف. بلکه دربارهی انسانهایی است که در سایهی قهرمانان زندگی میکنند. کسانی که در جهانی پر از هیولا، خودشان هیولا شدهاند.
ناتالیا مارکوویچ با نگاهی جسورانه، فیلمی ساخته که از نظر بصری و لحن، شباهتهایی به سری اصلی دارد اما مستقل از آن نفس میکشد. رنگبندی فیلم تیره، خاکی و پر از کنتراست است؛ جهانِ پس از جنگ با نور زرد آفتاب نیمسوز و خاکسترِ میدانهای نبرد احاطه شده. فیلم از نماهای نزدیک و حرکات سریع دوربین استفاده میکند تا حس هرجومرج و بیثباتی را منتقل کند. نبردها خشن، واقعی و بیپیرایهاند. هیچ قهرمانی در اینجا وجود ندارد فقط زندهماندن. در عین حال، برخی سکانسهای جادویی فیلم با جلوههای ویژهی طبیعی و ظریف طراحی شدهاند، نه پرزرقوبرق، تا حس واقعگرایی دنیای ویچر حفظ شود.
در مرکز فیلم، کریستینا استرادا در نقش میست میدرخشد؛ زنی جوان، آسیبدیده و سرسخت که در عین بیرحمی، رگههایی از احساس و تردید در چهرهاش دیده میشود. بازی او میان سکوتهای سنگین و انفجارهای خشم، توازن فوقالعادهای دارد. اعضای دیگر گروه موشها، مانند کیسی (لوئیس پارکس)، آشر (توبی ساندرلند) و مورنا (سوفیا لازارو)، هرکدام با گذشتهای تاریک و زخمخورده وارد داستان میشوند. فیلم بهخوبی موفق میشود آنها را نه بهعنوان مجرمان، بلکه قربانیانی نشان دهد که به جرم بقا گناه میکنند. شیمی میان بازیگران قوی است؛ شوخیها، خیانتها و دوستیهای میانشان واقعی و دردناک به نظر میرسد. این گروه مانند خانوادهای از زخمخوردههاست و همین واقعگرایی احساسی، فیلم را از بسیاری از فانتزیهای همسبک متمایز میکند.
درونمایهی اصلی فیلم «بقا در جهانی بیقانون» است. اما فراتر از آن، پرسش بزرگتری را مطرح میکند: «در جهانی پر از هیولا، چه کسی واقعاً انسان است؟» فیلم نشان میدهد چگونه جنگ و فقر میتوانند انسانها را به هیولا تبدیل کنند بیآنکه جادویی در کار باشد. در پس ماجرا، مفهوم دیگری نیز جریان دارد: رشد در تاریکی. هرکدام از اعضای گروه موشها در جستوجوی هویتی هستند که جنگ از آنها گرفته. فیلم در عین تلخی، لحظات زیبایی از همدلی، دوستی و حتی عشق را نشان میدهد؛ اما در جهان ویچر، عشق هم بهایی دارد.
موسیقی متن ساختهی سونیا بارتلو با ترکیب سازهای سنتی اروپای شرقی و صداهای الکترونیک، حس اسطورهای و مدرن را همزمان القا میکند. در سکانسهای نبرد، طبلها و آکوردهای خشن ضرباهنگ اضطراب را بالا میبرند، درحالیکه در صحنههای خلوتتر، موسیقی با نواهای محزون و آرام، سوی انسانی شخصیتها را یادآوری میکند. طراحی صدا فوقالعاده است: صدای نفسها، سایش شمشیرها، صدای پای اسبها و حتی زوزهی باد در بیابان، همه با دقت ساخته شدهاند تا بیننده را به درون فضای بیرحم فیلم بکشانند.
برخلاف بسیاری از فانتزیها، فیلم از جلوههای دیجیتال بیش از حد استفاده نمیکند. جادو در اینجا بیشتر حس میشود تا دیده شود نوری کوتاه، زمزمهای در هوا، یا تغییری در نگاه شخصیت. طراحی لباسها و زرهها بسیار واقعگرایانه است و حس یک دنیای فرسوده را منتقل میکند. خاک، خون و زنگار بر همه چیز نشسته؛ گویی تمدن سالها پیش مرده است. لوکیشنها (از بیابانهای خشک تا ویرانههای جنگی) واقعی و خیرهکنندهاند و نشان میدهند که فیلم از نظر تولیدی در سطح بالایی قرار دارد.
روایت فیلم ساختاری اپیزودیک دارد هر بخش با تمرکز بر یکی از اعضای گروه پیش میرود. این انتخاب باعث میشود مخاطب کمکم با انگیزهها و زخمهای هر شخصیت آشنا شود. ریتم فیلم میان تنش و سکون در نوسان است؛ گاهی پرشتاب و خشن، گاهی آرام و تأملبرانگیز.در بخشهایی، فیلم حالوهوای فلسفی پیدا میکند و یادآور «The Green Knight» یا «Children of Men» است آثاری که فانتزی را با تفکر و واقعگرایی ترکیب میکنند.
«The Rats: A Witcher Tale» ثابت میکند جهان ویچر فراتر از گرالت و جادوگران است. این فیلم با تمرکز بر حاشیهنشینان و قربانیان آن دنیا، لایهای انسانی و تازه به این فرنچایز محبوب میافزاید. اثری است تاریک، احساسی و پر از سوالهای اخلاقی دربارهی بقا، انتخاب و هویت. تماشاگر نه فقط شاهد نبرد شمشیرها، بلکه نبرد درون انسانهاست؛ جایی که عشق، انتقام و زنده ماندن از هم جدا نیستند. اگر از طرفداران دنیای ویچر، درامهای پرشخصیت و فانتزیهای فلسفی هستی، این فیلم تجربهای فراموشنشدنی است.
هیچ نظری برای نمایش وجود ندارد