بستن
PG-13   بالای 13 سال
غارتگر: ویران شهر یک فیلم در ژانر اکشن, علمی تخیلی, ماجراجویی و هیجان انگیز به کارگردانی Dan Trachtenberg و تولید 2025 در آمریکا است. از بازیگران این فیلم می توان به Dimitrius Schuster-Koloamatangi و Elle Fanning اشاره کرد.
در آیندهای نه چندان دور، بر روی سیارهای ناشناخته، یک شکارچی جوان که از قبیلهاش طرد شده، متحدی غیرمنتظره پیدا کرده و سفری پرخطر را در جستوجوی دشمن نهایی آغاز میکند و...
دانلود از سایت تنها با IP ایران امکانپذیر است، در صورت استفاده از VPN آن را خاموش کنید.
فیلم «Predator: Badlands» (غارتگر: سرزمینهای بد) محصول ۲۰۲۵، تازهترین فصل از مجموعهی افسانهای Predator است که از دههی ۸۰ میلادی تا امروز بهعنوان یکی از نمادهای اکشن و علمیتخیلی شناخته میشود. این نسخهی جدید به کارگردانی دن تراختنبرگ (سازندهی Prey 2022) ساخته شده و ادامهای غیرمستقیم بر همان جهان است؛ جهانی که در آن شکارچیان فرازمینی در سکوت و خون، به دنبال شکار انسانها میگردند. اما این بار، ماجرا به جایی متفاوت کشیده میشود: به جایی که نه جنگل است و نه شهر — بلکه سرزمینهای سوخته و بیقانون غرب آمریکا. فیلم با ترکیب فضای وسترن و وحشت علمیتخیلی، تجربهای تازه و جسورانه خلق میکند؛ چیزی میان «Mad Max» و «The Revenant» با طعم خون و آدرنالین.
در دنیایی پسافاجعه، جایی در آیندهای نزدیک، زمین به بیابانی خشک و بیرحم تبدیل شده است. قبایل پراکندهی انسانی برای بقا میجنگند، و در میانشان، شایعهای قدیمی زنده است — از مخلوقاتی که از آسمان میآیند و با تکنولوژی ناشناخته، برترین شکارچیان را از میان آنها انتخاب میکنند. در این میان، مارا (با بازی درخشان دیزی ادگار-جونز) زنی جنگجو و تنهاست که پس از قتل خانوادهاش به دست مزدوران، به دنبال انتقام است. اما وقتی با ردّی از این موجودات مرموز روبهرو میشود، درمییابد که دشمن واقعیاش نه انسان، بلکه چیزی بسیار فراتر است. فیلم بدون فاش کردن جزئیات، با ریتمی حسابشده پیش میرود؛ ابتدا در قالب درام بقا، سپس به تدریج به شکارِ شکارچیان تبدیل میشود.
دن تراختنبرگ با تجربهی موفق Prey، بار دیگر نشان میدهد چطور میتوان از فرنچایزی قدیمی فیلمی مدرن و پرهیجان ساخت. او بهجای اکشن پرهیاهو، روی تعلیق و فضا تمرکز کرده است. دوربین اغلب از فاصلهای دور شخصیت را دنبال میکند، درحالیکه صداهای باد، شن و صدای ناشناختهای از دور دست، حس تهدید را دائماً زنده نگه میدارند. در واقع، در این فیلم خطر همیشه دیده نمیشود، بلکه شنیده و حس میشود. فیلم از نظر بصری نیز خیرهکننده است؛ ترکیب آسمان سرخ، شنهای برافروخته و سایههای سیاه شکارچیان، تصاویری میسازد که گویی از کابوسی آخرالزمانی بیرون آمدهاند.
دیزی ادگار-جونز با اجرای قدرتمندش، فیلم را به دوش میکشد. او زنی معمولی نیست که صرفاً برای بقا بجنگد، بلکه انسانی است که در برابر طبیعت و تکنولوژی بیرحم، معنای شجاعت را از نو تعریف میکند. او بدون دیالوگهای زیاد، با نگاهها و حرکاتش ترس، خشم و امید را منتقل میکند؛ بازیای که یادآور سیگورنی ویور در Alien است. کلیف کرتیس نیز در نقش رهبر یکی از گروههای بازمانده، کاراکتری خاکستری و پیچیده دارد که بین بقا و انسانیت در نوسان است. و البته پریدِیتِر خود — شکارچی افسانهای، بازطراحی شده و با فناوریهای جدید و سلاحهای مرگبارتر بازمیگردد. ظاهر او ترکیبی از نسخههای کلاسیک و طراحی مدرن است؛ با زرهی براق و ماسکی که در نور غروب، بیشتر به چهرهی یک دیو شباهت دارد.
در نگاه اول، «Badlands» فقط فیلمی دربارهی نبرد انسان و موجود بیگانه است؛ اما در عمق، روایتی دربارهی ذات شکار، خشونت و بقاست. انسانها در بیابانِ بیقانون، خود به شکارچیانی بیرحم تبدیل شدهاند، و حضور پریدِیتِر تنها آینهای است از غرایز تاریک خودشان. فیلم بارها این پرسش را مطرح میکند: اگر انسان برای زندهماندن به هرچیزی دست بزند، چه چیزی او را از هیولا متمایز میکند؟ در همین تضاد، فیلم معنا میگیرد. نه صرفاً نبردی میان دو گونه، بلکه میان دو تعریف از شرافت و بقا.
در مقایسه با نسخههای قبلی، طراحی پریدِیتِر در Badlands واقعگرایانهتر و کمتر اغراقشده است. کارگردان با استفاده از ترکیب جلوههای عملی و CGI حداقلی، حس فیزیکی و ملموس هیولا را حفظ کرده. خون و زخمها واقعی به نظر میرسند، و هر نبرد، تماشاگر را دقیقاً در خط مرز میان ترس و هیجان نگه میدارد. نورپردازی کمجان بیابان، تضاد خیرهکنندهای با نور مادونقرمز در دید پریدِیتِر ایجاد میکند؛ همین تضاد تصویری، درک بیننده از شکار و شکارچی را معکوس میکند.
موسیقی متن اثر مارکو بلترامی یکی از نقاط درخشان فیلم است. استفاده از سازهای کوبهای خشک و صدای بادیهای فلزی، حس تهدید و اضطراب مداوم را ایجاد میکند. در لحظات آرام، موسیقی تقریباً ناپدید میشود تا سکوت بیابان و صدای نفس شخصیتها جای آن را بگیرد — سکوتی که خود از هر فریادی ترسناکتر است.
برخلاف نسخههای قبلی که بر نبرد نظامی و انفجارها تکیه داشتند، «Badlands» بیشتر بر حس تنهایی و ترس وجودی تمرکز دارد. در این فیلم خبری از ارتش یا سلاحهای پیشرفته نیست؛ فقط انسانهایی درمانده در دل طبیعتی بیجان و موجودی که از قوانین آن هم فراتر رفته است. تراختنبرگ با این تغییر، موفق شده روح اولیهی Predator را بازگرداند — همان ترسی که در نسخهی ۱۹۸۷ وجود داشت؛ ترس از ناشناختهای که در سایهها کمین کرده.
«Predator: Badlands» یک بازگشت باشکوه و هوشمندانه به ریشههای مجموعه است؛ فیلمی که در عین اکشن بودن، تأملبرانگیز و شاعرانه است. در دنیایی پر از بازسازیهای تکراری، این اثر نشان میدهد که چگونه میتوان با احترام به گذشته، مسیر تازهای برای یک اسطورهی سینمایی گشود. اگر از طرفداران Prey یا نسخهی اصلی Predator هستی، این فیلم برایت یادآور همان حس اولیهی ترس، هیجان و احترام به قدرت طبیعت خواهد بود.
هیچ نظری برای نمایش وجود ندارد