فیلم Resident Evil: Retribution 2012 که با عنوان رزیدنت اویل: قصاص شناخته میشود، پنجمین قسمت از مجموعه فیلمهای رزیدنت اویل است؛ مجموعهای که از سال ۲۰۰۲ با حضور میلا یوویچ در نقش آلیس آغاز شد. این قسمت بار دیگر به کارگردانی پاول دبلیو. اس. اندرسون ساخته شده و نسبت به فیلمهای قبلی، بیشتر از هر زمان دیگری روی اکشن، جلوههای ویژه و ارتباط میان اتفاقات مختلف دنیای رزیدنت اویل تمرکز دارد. در این فیلم، آلیس بار دیگر درگیر توطئههای شرکت آمبرلا میشود، اما این بار شرایط با گذشته تفاوت زیادی دارد. او در محیطی گرفتار شده که شباهت زیادی به یک مرکز آزمایشگاهی عظیم دارد و برای فرار از آن باید با دشمنان قدیمی و جدید روبهرو شود. در کنار آن، تعدادی از شخصیتهای آشنای مجموعه نیز دوباره وارد داستان میشوند و همین مسئله باعث شده Resident Evil: Retribution برای طرفداران قدیمی مجموعه اهمیت بیشتری پیدا کند.
داستان فیلم Resident Evil: Retribution
داستان فیلم پس از اتفاقات قسمت چهارم آغاز میشود. آلیس که در جریان مبارزه با آمبرلا بارها با این شرکت درگیر شده، این بار در شرایطی غیرعادی قرار میگیرد. او در یک مرکز تحقیقاتی عظیم بیدار میشود؛ مکانی که در ظاهر شباهت زیادی به یک آزمایشگاه دارد، اما خیلی زود مشخص میشود که اتفاقات بسیار پیچیدهتری در آن جریان دارد. آلیس برای فرار از این محیط باید از مجموعهای از مناطق مختلف عبور کند. هر یک از این مناطق در واقع شبیهسازیهایی هستند که توسط آمبرلا برای آزمایش ویروس T، تواناییهای آلیس و واکنش انسانها در برابر تهدیدهای مختلف ساخته شدهاند. در همین زمان، گروهی از نیروهای مقاومت برای نجات آلیس وارد عمل میشوند. جیل ولنتاین که در قسمت قبلی تحت کنترل آمبرلا قرار گرفته بود، اکنون در برابر آلیس قرار دارد. همچنین شخصیتهایی مانند کارلوس اولیویرا و بری برتون نیز در جریان داستان حضور پیدا میکنند. این ترکیب باعث میشود فیلم تا حد زیادی به یک گردهمایی از شخصیتهای مختلف دنیای Resident Evil تبدیل شود.
بازگشت شخصیتهای آشنا
یکی از مهمترین ویژگیهای Resident Evil: Retribution استفاده از شخصیتهایی است که طرفداران بازیها و فیلمهای قبلی آنها را میشناسند. بازگشت جیل ولنتاین و حضور دوباره شخصیتهای آشنا، حس ارتباط میان قسمتهای مختلف مجموعه را تقویت میکند. البته فیلم در استفاده از این شخصیتها همیشه موفق نیست. برخی از آنها حضور نسبتاً کوتاهی دارند و بیشتر بهعنوان وسیلهای برای پیش بردن داستان یا ایجاد درگیریهای جدید استفاده میشوند. با این حال، حضور چهرههای آشنا برای مخاطبی که قسمتهای قبلی را دنبال کرده، جذابیت خاصی دارد. در این میان، میلا یوویچ همچنان مرکز اصلی فیلم است. آلیس در این قسمت بیش از همیشه به یک قهرمان اکشن تبدیل شده و تقریباً در بیشتر لحظات مهم داستان نقش تعیینکننده دارد.
میلا یوویچ؛ آلیس در اوج قدرت
شخصیت آلیس در طول مجموعه تغییرات زیادی داشته است. او که در قسمت اول بیشتر یک زن معمولی گرفتار در یک ماجرای عجیب بود، در قسمت پنجم به جنگجویی بسیار قدرتمند تبدیل شده است. در Resident Evil: Retribution تواناییهای آلیس بیشتر از گذشته به نمایش گذاشته میشود. او در مبارزه با زامبیها و موجودات جهشیافته مهارت زیادی دارد و در بسیاری از صحنهها بهتنهایی از پس گروهی از دشمنان برمیآید. میلا یوویچ نیز در اجرای این نقش کاملاً مسلط شده است. حرکات اکشن، مبارزات تنبهتن و استفاده از سلاحها بخش مهمی از حضور او در فیلم را تشکیل میدهند. البته این موضوع یک ایراد هم دارد؛ زیرا با قدرتمند شدن بیش از حد آلیس، احساس خطر در برخی صحنهها کاهش پیدا میکند.
اکشن؛ قلب تپنده Resident Evil: Retribution
اگر بخواهیم یک ویژگی را بهعنوان مهمترین نقطه قوت فیلم انتخاب کنیم، بدون شک باید به صحنههای اکشن اشاره کنیم. فیلم از ابتدا تا انتها پر از تعقیبوگریز، تیراندازی، انفجار و مبارزه با موجودات آلوده است. برخلاف قسمتهای ابتدایی که فضای ترسناک نقش مهمتری داشت، در اینجا تقریباً همه چیز در خدمت اکشن قرار گرفته است. فیلم به مخاطب فرصت زیادی برای استراحت نمیدهد و با تغییر مداوم محیط و ورود دشمنان جدید، ریتم خود را حفظ میکند. یکی از جذابترین بخشهای فیلم، مبارزه آلیس با جیل ولنتاین است. این رویارویی به دلیل ارتباط دو شخصیت و سابقه آنها، فقط یک مبارزه معمولی نیست و برای طرفداران مجموعه اهمیت بیشتری دارد. در کنار آن، حضور موجوداتی مانند Licker نیز باعث شده فیلم ارتباط خود را با فضای بازیهای Resident Evil حفظ کند.
جلوههای ویژه و طراحی موجودات
یکی از تفاوتهای قابل توجه رزیدنت اویل: قصاص با قسمتهای ابتدایی، پیشرفت جلوههای ویژه است. فیلم با استفاده از فناوری سهبعدی و جلوههای کامپیوتری تلاش کرده تجربهای بزرگتر و تماشاییتر ارائه دهد.طراحی موجودات آلوده و صحنههای تخریب نسبت به فیلمهای قبلی پرجزئیاتتر شدهاند. برخی از صحنههای مبارزه نیز به شکلی طراحی شدهاند که استفاده از فناوری سهبعدی را برجسته کنند. البته بعضی جلوههای بصری فیلم امروزه ممکن است کمی قدیمی به نظر برسند، اما در زمان اکران، سطح تولید آن برای یک فیلم اکشن زامبیمحور قابل توجه بود.
ارتباط با بازیهای Resident Evil
Resident Evil: Retribution مانند قسمتهای قبلی اقتباس مستقیمی از یک بازی خاص نیست، اما نسبت به بعضی قسمتها از عناصر بازیها استفاده بیشتری میکند. حضور جیل ولنتاین، بری برتون، لئون کندی و شخصیتهایی مانند Ada Wong باعث شده طرفداران بازی ارتباط بیشتری با فیلم احساس کنند. با این حال، نحوه استفاده از این شخصیتها کاملاً متفاوت با بازیهاست. در واقع فیلم بیشتر تلاش میکند شخصیتهای شناختهشده را وارد داستان آلیس کند تا اینکه یک روایت کاملاً وفادار به دنیای بازی ارائه دهد. برای همین، تماشاگرانی که مجموعه را فقط بهخاطر بازیهای Resident Evil دنبال میکنند ممکن است با برخی تغییرات داستانی مشکل داشته باشند. اما اگر فیلم را بهعنوان یک اثر مستقل اکشن در نظر بگیریم، این مسئله کمتر آزاردهنده خواهد بود.
آیا Resident Evil: Retribution ارزش تماشا دارد؟
در مجموع، فیلم Resident Evil: Retribution 2012 اثری است که بیشتر از هر چیز برای سرگرم کردن مخاطب ساخته شده است. فیلم ترسناک کلاسیک نیست و حتی در بسیاری از بخشها بیشتر به یک فیلم اکشن علمیتخیلی شباهت دارد. بازگشت شخصیتهای آشنا، حضور میلا یوویچ، مبارزههای متعدد، طراحی موجودات و جلوههای ویژه از مهمترین نقاط قوت آن هستند. در مقابل، داستان پیچیده، شخصیتپردازی محدود و وابستگی زیاد به اکشن از ضعفهای اصلی فیلم محسوب میشوند. اگر قسمتهای قبلی مجموعه Resident Evil را دیدهاید، رزیدنت اویل: قصاص از نظر ادامه داستان آلیس و بازگشت برخی شخصیتهای قدیمی اهمیت دارد. همچنین طرفداران بازیها احتمالاً از دیدن شخصیتهایی مانند جیل ولنتاین، لئون کندی و بری برتون استقبال خواهند کرد.

در نهایت، Resident Evil: Retribution را نمیتوان بهترین قسمت مجموعه دانست، اما بهعنوان یک فیلم اکشن زامبیمحور، سرگرمکننده و پرهیجان عمل میکند. این فیلم بیشتر به دنبال ارائه مبارزات بزرگ، دشمنان متنوع و جلوههای بصری چشمگیر است تا یک داستان عمیق و ترسناک. بنابراین اگر از مجموعه رزیدنت اویل انتظار اکشن سریع و بدون توقف دارید، این قسمت میتواند انتخاب مناسبی باشد؛ اما اگر جذابیت اصلی برایتان فضای ترسناک و داستانپردازی قسمت اول است، احتمالاً قصاص به اندازه فیلم ۲۰۰۲ رضایتتان را جلب نخواهد کرد.