خلاصه داستان :
درباره ی ملکی است که یک کاراگاه مخفی به آن وارد می شود. در این ملک خانه ای اسرار آمیز وجود دارد هر کسی که در این ملک و خانه پا بگزارد نمی تواند از آن فرار کند و کاراگاه به دام افتاده است و... ...
یک مدیر ۴۰ ساله بهدلیل اضافه شدن اشتباهی به گروه گفتوگوی چند جوان بیستوچندساله، سر از یک جشن مجردی سهروزه درمیآورد. این اشتباه ساده او را وارد مجموعهای از موقعیتهای خندهدار، دردسرهای غیرمنتظره و ماجراهای فراموشنشدنی میکند که نگاهش به زندگی، دوستی و فاصله نسلها را به چالش میکشد.
داستان درباره دو دوست صمیمی به نامهای «بابی» و «رومی» است که بهطور اتفاقی دروازهای به دنیایی دیگر باز میکنند. این اشتباه، شهر ساحلی محل زندگیشان را به کانون هجوم موجودات وحشتناک و مرگبار تبدیل میکند. آنها برای نجات شهر، باید علاوه بر مبارزه با هیولاهای واقعی، با ترسها، ضعفها و چالشهای درونی خود نیز روبهرو شوند.
شاهزاده آدام زمانی درمییابد که خاطرات عجیب و پراکندهای که سالها ذهنش را درگیر کردهاند واقعی هستند که شمشیر گمشده قدرت دوباره پیدا میشود. او ناچار میشود به سرزمین اترنیا بازگردد و با فرمانروای ستمگری روبهرو شود که خانواده و پادشاهیاش را نابود کرده است. اکنون آدام باید برای بازپسگیری سرنوشت خود، نجات سرزمینش و رویارویی با گذشتهای که سالها از آن بیخبر بوده، وارد نبردی سرنوشتساز شود.