خلاصه داستان :
اسکوبی دوو می فهمند که این مزرعه و همچنین سایر مزرعه های شهری نزدیک توسط یک گاوچران روح مانند غارت می شوند. اسکوبی دوو و دوستانش هر طور شده می بایست پرده از راز این ماجرا بردارند... ...
سرپرست هورن در حالی که از همکارش لئون در کلبهای که با مهندس کال در آن زندگی میکند استقبال میکند، با مردی به نام آلبوری روبهرو میشود که بیرون کلبه ظاهر شده است. آلبوری مصمم است تا زمانی که جسد برادرش را، که در محل کارگاه کشته شده، به او تحویل دهند، آنجا را ترک نکند.
یک مجرم سابق که زندگی خود را تغییر داده است، ناچار میشود بار دیگر با گذشتهاش روبهرو شود و برای انجام آخرین مأموریت غیرقانونی به دنیای جرم و جنایت بازگردد. او امیدوار است با موفقیت در این مأموریت، آزادی خود را به دست آورد و برای همیشه زندگی گذشتهاش را پشت سر بگذارد.
اسکادران Golden Arrows نیروی هوایی هند که متشکل از خلبانان شجاع این کشور است، در جریان نبردهای هوایی عملکردی درخشان از خود نشان میدهد و با نقشآفرینی در جنگ کارگیل، به پیروزی هند کمک میکند.
سافایر شاهزاده سرزمینی است که دیگر وجود ندارد. او پس از آنکه در پی وقوع فاجعهای موسوم به «نرگال» همهچیز خود را در سرزمین زادگاهش، سیلورلند، از دست میدهد، در ناامیدی سرگردان میشود تا اینکه سرانجام به گلدلند میرسد.