خلاصه داستان :
رابرت به همراه همسرش به خانه دوران کودکی اش نقل مکان می کند. مردی را که شبیه او است کشف کرد، از سوراخ خرگوش پایین می رود تا هویت این داپلگانگر مرموز را کشف کند. ...
پس از آنکه گروهی از گردشگران در باتلاقهای لوئیزیانا راه خود را گم میکنند، برای نجات جانشان مجبور میشوند با یک اسب آبیِ وحشی و رهاشده که بیرحمانه حمله میکند، مبارزه کنند.
طدوقلوها، آلفی و الیز، در شب کریسمس ساعتی جادویی به نام «ساعت آرزوها» پیدا میکنند. اما خیلی زود «جمعآورنده آرزوها» آنها را به سرزمین موزیکال «گاهیاوقات» میبرد؛ جایی که درمییابند هر آرزویی پیامدها و عواقب خودش را دارد.