خلاصه داستان :
فراگلها با اشتیاق در انتظار نخستین برفِ فصل هستند. اما وقتی فقط یک دانه برف میبارد و گوبو نمیتواند ترانهٔ سالانهٔ تعطیلات را که همه انتظارش را دارند بنویسد، فصل کاملاً از مسیر طبیعی خود خارج میشود. ...
مینوری که با حقایق تازه ای روبه رو شده است، در پی کشف واقعیت پشت افسانه ای می رود که کازوکو درباره خودش ساخته است؛ اما سوژهٔ او همچنان در کارش دخالت می کند. در نهایت، او تصمیم خواهد گرفت چه داستانی را روایت کند؟
پسری نوجوان پس از خیزش ۱۹۵۶ مجارستان، در سایهٔ روایتی که مادرش از پدری آرمانی و مرده برای او ساخته بزرگ می شود؛ تا اینکه مردی خشن ظاهر می شود و ادعا می کند پدر واقعی اوست.