خلاصه داستان :
زنی به یک شهر جدید نقل مکان می کند و پس از فرار از یک رابطه خشونت آمیز، رستوران لذیذ خود را باز می کند. او به زودی خود را در یک بازی مرگبار گربه و موش می بیند......
داستان درباره فرانک کسل است که وقتی ما گنوچی، رئیس تبهکاران، برای انتقام قتل پسرش به سراغ او می آید، دوباره وارد میدان می شود؛ و این ماجرا او را وادار می کند با موجی از جنایتکاران شهر که به تعقیبش آمده اند، مقابله کند.