خلاصه داستان :
چهار دوست تصمیم میگیرند برای یافتن گنجی پنهان وارد خانهی مورگان شوند. آنها کشف میکنند که پیش از استقلال، این خانه متعلق به یکی از کارمندان بریتانیایی به نام مورگان بوده است. ...
پس از آنکه گروهی از گردشگران در باتلاقهای لوئیزیانا راه خود را گم میکنند، برای نجات جانشان مجبور میشوند با یک اسب آبیِ وحشی و رهاشده که بیرحمانه حمله میکند، مبارزه کنند.
طدوقلوها، آلفی و الیز، در شب کریسمس ساعتی جادویی به نام «ساعت آرزوها» پیدا میکنند. اما خیلی زود «جمعآورنده آرزوها» آنها را به سرزمین موزیکال «گاهیاوقات» میبرد؛ جایی که درمییابند هر آرزویی پیامدها و عواقب خودش را دارد.