خلاصه داستان :
مامور کنایرام، به زور در روستای زادگاهش به خاطر اختلاف دارایی میراث خانوادگی اش می ماند. یک مستندساز که برای کارهای خود از روستا دیدن می کند، برای مصاحبه با کنایرام، ملاقات می کند... ...
وقتی یکی از نقشه های هامدینگر اوضاع را خراب می کند، خانه یک بچه گربه در زباله دانی نابود می شود و راکی که سعی دارد در میان دردسرهای بچه گربه همه چیز را درست کند، متوجه می شود حتی قهرمان ها هم به کمک نیاز دارند.
گروهان کاپیتان جردن رایت که برای شرکت در یک عروسی در مکزیک به مرخصی رفتهاند، با یک کارتل مرگبار روبهرو میشوند. در حالی که جردن تلاش میکند بازماندگان را به مکانی امن هدایت کند، درگیری شدیدی میان گروه او و کارتل شکل میگیرد و او مجبور میشود برای نجات افرادش وارد نبردی سخت شود.
داستان عاشقانه شدید شانکار و موکتی در پسزمینه بنارس رخ میدهد و تسلیم و دگرگونی را از طریق یک عاشقانه همهگیر که آنها را التیام میبخشد، صدمه میزند و تغییر میدهد، بررسی میکند.