سریال Bungo Stray Dogs 2016 (سگهای ولگرد بانگو) یکی از متفاوتترین انیمههای اکشن و فانتزی دهه اخیر است؛ اثری که ایدهای عجیب اما جذاب را به مرکز داستان خود تبدیل میکند: شخصیتهایی که نام و بخشهایی از هویت آنها از نویسندگان مشهور ادبیات جهان گرفته شده و هرکدام از یک توانایی ماورایی منحصربهفرد برخوردارند. ترکیب ادبیات، جنایت، کارآگاهی و مبارزه باعث شده Bungo Stray Dogs خیلی زود هویت مستقل خود را پیدا کند. این انیمه بر اساس مانگایی نوشته Kafka Asagiri و با طراحی Sango Harukawa ساخته شده است. کارگردانی نسخه تلویزیونی را Takuya Igarashi بر عهده داشته و استودیو Bones وظیفه تولید انیمیشن را انجام داده است. فیلمنامه و ساختار سریال نیز زیر نظر Yoji Enokido شکل گرفته است.
داستان سریال Bungo Stray Dogs 2016
داستان با آتسوشی ناکاجیما آغاز میشود؛ جوانی یتیم که پس از اخراج از پرورشگاه، سرگردان و گرسنه در خیابانهای یوکوهاما رها شده است. زندگی او زمانی تغییر میکند که با مردی عجیب به نام اوسامو دازای روبهرو میشود. دازای عضو سازمانی به نام آژانس کارآگاهی مسلح است؛ گروهی از افراد دارای قدرتهای ماورایی که پروندههایی را حل میکنند که پلیس و ارتش از عهده آنها برنمیآیند. آشنایی آتسوشی با دازای باعث میشود او به تدریج وارد دنیایی شود که پیش از آن حتی تصورش را هم نمیکرد. آتسوشی بهزودی متوجه میشود خودش نیز دارای یک توانایی خاص است. او میتواند به یک ببر سفید تبدیل شود؛ قدرتی که در ابتدا بیشتر برایش دردسرساز است تا مفید. اما این توانایی باعث شده افراد مختلف به دنبال او باشند. در طرف دیگر ماجرا، پورت مافیا قرار دارد؛ سازمانی قدرتمند و خشن که یکی از مهمترین دشمنان آژانس کارآگاهی محسوب میشود. همین تقابل، پایه اصلی بخش مهمی از داستان Bungo Stray Dogs را تشکیل میدهد.
ایدهای که Bungo Stray Dogs را متفاوت میکند
شاید جذابترین ویژگی سگهای ولگرد بانگو همین ایده اولیه باشد. شخصیتهایی مانند دازای، آتسوشی، آکوتاگاوا، کونیکیدا، رانپو، موری و دیگران، نام خود را از نویسندگان واقعی گرفتهاند. اما سازندگان صرفاً نام نویسندگان را به شخصیتها ندادهاند؛ بسیاری از تواناییهای آنها نیز با آثار یا ویژگیهای ادبی آن نویسندگان ارتباط دارند. برای نمونه، توانایی دازای با عنوان No Longer Human به یکی از مشهورترین آثار ادبی دازای اوسامو اشاره دارد. همین ارتباط میان ادبیات و قدرتهای ماورایی، دنیای سریال را از بسیاری از انیمههای فانتزی مشابه جدا میکند. حتی اگر مخاطب با ادبیات ژاپن و غرب آشنایی زیادی نداشته باشد، همچنان میتواند از داستان لذت ببرد؛ اما شناختن این ارجاعات، لایه دیگری به تجربه تماشای سریال اضافه میکند.
آتسوشی؛ قهرمانی که از ابتدا قدرتمند نیست
یکی از نقاط قوت Bungo Stray Dogs 2016 شخصیت اصلی آن است. آتسوشی برخلاف بسیاری از قهرمانان شونن، در ابتدای داستان نه اعتمادبهنفس دارد و نه کنترل مناسبی روی توانایی خود. او سالها با این تصور زندگی کرده که فردی بیارزش است و هیچکس به او احتیاج ندارد. بنابراین ورودش به آژانس کارآگاهی تنها یک تغییر شغلی نیست؛ بلکه شروع فرآیند پیدا کردن هویت و ارزش شخصی اوست. آتسوشی در طول داستان به تدریج قویتر میشود، اما مسیر رشد او تنها فیزیکی نیست. او باید یاد بگیرد با گذشته خود کنار بیاید و از قدرتی که از آن میترسد استفاده کند. این موضوع باعث میشود شخصیت او برای مخاطب قابل لمس باشد. ضعفهای آتسوشی بخشی از جذابیت او هستند و سریال عجلهای برای تبدیل کردنش به یک قهرمان شکستناپذیر ندارد.
دازای؛ جذابترین شخصیت سریال
اگر قرار باشد تنها یک شخصیت را به عنوان نماد سریال سگهای ولگرد بانگو انتخاب کنیم، احتمالاً انتخاب بسیاری از مخاطبان اوسامو دازای خواهد بود. دازای شخصیتی عجیب، شوخطبع و ظاهراً بیخیال است که علاقه زیادی به خودکشی دارد. رفتارهای طنزآمیز او در نگاه اول باعث میشود تصور کنیم با شخصیتی ساده و کمدی روبهرو هستیم، اما سریال به مرور نشان میدهد پشت این ظاهر، فردی بسیار باهوش و خطرناک قرار دارد. توانایی دازای نیز یکی از کاربردیترین قدرتهای مجموعه است. او میتواند با لمس افراد، توانایی ماورایی آنها را خنثی کند. همین ویژگی باعث میشود حضورش در مبارزات همیشه اهمیت داشته باشد. اما جذابیت دازای فقط به قدرتش مربوط نیست. گذشته او در پورت مافیا و رابطهاش با شخصیتهایی مانند آکوتاگاوا و چویا، بعدها به یکی از مهمترین بخشهای دنیای Bungo Stray Dogs تبدیل میشود.
تقابل آژانس کارآگاهی و پورت مافیا
یکی از نقاط قوت اصلی سریال، ساختن دو جناح متفاوت است. آژانس کارآگاهی مسلح در ظاهر نماینده قانون و حفاظت از شهر است، در حالی که پورت مافیا در بخش تاریک و زیرزمینی یوکوهاما فعالیت میکند. اما سریال بهسادگی این دو گروه را به «خوبها» و «بدها» تقسیم نمیکند. اعضای هر دو سازمان انگیزههای خاص خودشان را دارند و گاهی حتی شخصیتهایی که در مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند، شباهتهای زیادی به هم دارند. رابطه میان آتسوشی و ریونوسوکه آکوتاگاوا نمونه خوبی از همین موضوع است. این دو نفر دشمن یکدیگر هستند، اما در بسیاری از جنبهها انعکاس یکدیگر محسوب میشوند. هر دو به دنبال اثبات ارزش خود هستند و هر دو تحت تأثیر شخصیتهایی قرار گرفتهاند که برایشان اهمیت زیادی دارند. این نوع روابط باعث میشود مبارزات سریال تنها برخورد دو قدرت نباشند و بار شخصیتی بیشتری پیدا کنند.
اکشن و طراحی قدرتها
از نظر بصری، Bungo Stray Dogs یکی از آثار قابل توجه استودیوی Bones محسوب میشود. طراحی شخصیتها، افکتهای قدرت و صحنههای مبارزه معمولاً کیفیت مناسبی دارند و سریال در لحظات مهم میتواند انرژی بالایی ایجاد کند. نکته مثبت دیگر، تفاوت میان تواناییهاست. قدرتها صرفاً به افزایش قدرت فیزیکی محدود نمیشوند. بعضی از آنها بر اساس هوش، لمس، کنترل، فضا یا ویژگیهای خاص شخصیتها عمل میکنند. همین مسئله باعث میشود مبارزات قابل پیشبینی نباشند. در بسیاری از درگیریها، برنده شدن تنها به قدرت بیشتر بستگی ندارد و شخصیتها باید از توانایی خود به شکل هوشمندانه استفاده کنند.
طنز در کنار فضای تاریک
یکی از ویژگیهایی که ممکن است در نگاه اول کمی عجیب به نظر برسد، ترکیب کمدی با فضای جدی داستان است. Bungo Stray Dogs در یک قسمت میتواند درباره یک درگیری مرگبار صحبت کند و لحظاتی بعد با رفتار عجیب دازای یا رابطه میان اعضای آژانس، فضای کاملاً طنزی ایجاد کند. این تغییر لحن همیشه برای همه مخاطبان یکسان عمل نمیکند. گاهی شوخیها درست در زمانی وارد داستان میشوند که فضای روایت بسیار جدی شده است. با این حال، همین تضاد به بخشی از هویت سریال تبدیل شده و اجازه نمیدهد داستان بیش از حد سنگین شود.
نیمه دوم و ورود به داستان «عصر تاریک»
یکی از بخشهای جالب فصل اول، تغییر تمرکز داستان در قسمتهای پایانی است. در اپیزودهای Black Era یا «عصر تاریک»، سریال بخشی از گذشته دازای را نشان میدهد. در این بخش، دازای در دوران حضورش در پورت مافیا دیده میشود و رابطه او با اودا ساکونوسوکه و آنگو ساکاگوچی اهمیت پیدا میکند. این قسمتها فضای متفاوتی نسبت به داستان اصلی دارند و تصویری جدیتر از دازای ارائه میدهند. این تغییر تمرکز یکی از تصمیمهای خوب فصل اول است، زیرا شخصیت دازای تا پیش از آن بیشتر به عنوان فردی شوخ و مرموز دیده میشود. «عصر تاریک» نشان میدهد پشت این رفتارها گذشتهای بسیار سنگین وجود دارد.
آیا Bungo Stray Dogs ارزش تماشا دارد؟
اگر به انیمههای اکشن، فانتزی، کارآگاهی و داستانهایی با شخصیتهای پیچیده علاقه دارید، سریال Bungo Stray Dogs 2016 ارزش تماشا دارد. مهمترین دلیل جذابیت آن نیز تنها مبارزات یا طراحی قدرتها نیست؛ بلکه دنیایی است که به تدریج شخصیتها، سازمانها و روابط میان آنها را گسترش میدهد. البته فصل اول در بعضی قسمتها هنوز در حال پیدا کردن هویت خود است. ریتم داستان در بخشهایی نوسان دارد و ترکیب کمدی و درام ممکن است برای همه مخاطبان جذاب نباشد. همچنین بعضی شخصیتها در فصل اول فرصت کافی برای پرداخت عمیق پیدا نمیکنند.

با این حال، فصل اول پایه بسیار خوبی برای ادامه داستان ایجاد میکند. Bungo Stray Dogs در ابتدا شاید شبیه یک انیمه فانتزی معمولی درباره قدرتهای ماورایی به نظر برسد، اما هرچه جلوتر میرود، مشخص میشود که تمرکز اصلی آن روی شخصیتها، گذشته آنها و رابطه میان انسانهاست. در نهایت، سریال Bungo Stray Dogs 2016 (سگهای ولگرد بانگو) را میتوان شروعی موفق برای مجموعهای دانست که ایدهای متفاوت را با اکشن و درام ترکیب میکند. استفاده از نام نویسندگان واقعی، قدرتهای مرتبط با آثار ادبی، شخصیتهایی با گذشتههای پیچیده و تقابل آژانس کارآگاهی با پورت مافیا، مجموعهای ساخته که هم برای طرفداران انیمههای اکشن جذاب است و هم برای کسانی که به داستانهای کارآگاهی و شخصیتمحور علاقه دارند. اگرچه فصل اول هنوز تمام ظرفیت این جهان را نشان نمیدهد، اما به اندازه کافی شخصیت و داستان در اختیار مخاطب قرار میدهد تا ادامه مجموعه را با علاقه دنبال کند.










